۱۳۹۵ مرداد ۲۲, جمعه

داستان زندانی و هیزم فروش



فقیری بدهکار را به زندان بردند. او بسیار پرخُور بود و غذای همه زندانیان را می دزدید و می خورد. زندانیان از دست او رنج می بردند و غذای خود را پنهانی می خوردند...

سرزمین تیزهوش ها :: مطالب و مقالات علمی و آموزشی :: داستان های موفقیت


برای اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر