ژلیکو باید در جنگل و در قرارگاه پارتیزان ها که پدرش فرمانده ی آن است، بماند. او باید منتظر پایان جنگ باشد تا مادرش که پرستار یک بیمارستان صحرایی است برگردد. یکی از روزهایی که ژلیکو لا به لای درخت ها و درختچه های جنگل مشغول بازی است، قرارگاه توسط دشمن بمباران می شود.

سرزمین تیزهوش ها :: معرفی کتاب و محصولات آموزشی :: قصه، رمان و داستان
برای اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر